همه افراد همانگونه كه در زمان زندگی میكنند، در مكان و فضایی به حیات خود ادامه میدهند. ما مهاجرین ایرانی دو ریشه مكانی داریم. (تقریباً) همه ما به ایرانی بودن خود افتخار میكنیم و همزمان، كانادا را برای ادامه حیات انتخاب كردهایم. شاید یكی از ریشههای اختلافات و تضادهای عمیق اجتماعی ما از همینجا سرچشمه میگیرد. بافت ظاهری رفتارها و هنجارهای اجتماعی ما كانادایی است اما ریشههای ایرانی دارد. واضح است كه محیط زیست رفتار انسانها را تعدیل و تغییر میدهد زیرا پدیده انسانیت در ارتباط با كنشها و فعالیتهای اجتماعی معنا و مفهوم پیدا میكند.
بسیار سخت است فردی كه تمام عمر خود را در جامعه دیگری زندگی كرده، بدون هیچ اختلال شخصیتی و عاطفی از آن جدا شده و به محیطی متمایز پای گذارد. به همین دلیل مهاجرین با مسائل فرهنگی و اجتماعی متفاوتی دست به گریبان هستند و تا زمانی كه با محیط جدید سازگاری پیدا نكنند مجبور به تحمل آسیبها و ناگواریهای این جابجایی هستند.
زمانیكه صبح شنبه 11 نوامبر روزنامهها را ورق میزدم و با تصویر دهها جوان كانادایی همسن و سال فرزندان من كه در جنگ كشته شدهاند مواجه شدم، از خود پرسیدم، چند ایرانی سوگند یاد كرده كانادایی، فرزندانشان را در این جنگ از دست دادهاند؟ موافقت یا مخالفت با جنگ مطرح نیست. چه بسا بسیاری از ما به دلیل مخالفت با جنگ به كانادا آمده باشیم. اما همین قربانی دادنها، این حق را به كاناداییان میدهد كه با ما به عنوان شهروند درجه دوم رفتار كنند. ما در این جامعه پس از 20 یا 30 سال زندگی دیگر میهمان نیستیم و كانادا هم جامعه میزبان نیست. كانادا مهد رشد فرزندان ماست. كدامیك از ما فرزندانمان را به خانه دیگران میفرستیم تا تربیت شوند؟
چندی پیش، كانادا میلیونها دلار برای نجات لبنانیان جنگ زده خرج كرد تا آنها را به سرزمین امن كانادا وارد كند ولی پس از جنگ همه آنها در حال بازگشت به لبنان هستند! آیا به آن دسته از كاناداییان كه رفتار منفی با لبنانیان نشان میدهند ایرادی وارد است؟
ما ایرانیان با دو فرهنگ، دو نوع تمدن و ... به نوعی بلاتكلیفی اجتماعی دچار شدهایم كه بدون شك ما را از رشد باز میدارد. علت روشن است: تكلیف ما مشخص نیست و راه آینده را به وضوح نمیبینیم.
مانند فردی كه دو همسر دارد. یكی همدم تنهایی و ستون استوار خانواده است و دیگری سوگلی و وسیله عشقبازی! یكی برای خلوت است و دیگری برای جلوت. به هر دو خیانت میكند اما خود را خیانتكار نمیشناسد. نه مرد خانواده است و نه آدم جامعه. هر زمان آن چیزیست كه برایش راحتتر و جذابتر باشد.
ما مهاجرین به علت دوری از جامعه ایران فرهنگ ایرانی را رفته رفته از دست میدهیم و از طرف دیگر فرهنگ كانادایی را قبول نداریم زیرا ایرانی هستیم. حتی مذهب ما دیگر مذهب نیست، سنتی به ارث رسیده از گذشته است. این دو ملیتی بودن بیشتر به بلاتكلیفی تبدیل شده است. بدون اطلاع همسر اول، بر سر سفره عقد كانادا نشستیم و به وفاداری و دفاع از حیثیت آن سوگند یاد كردیم. اما اكنون نه از وطن نشانی باقی مانده است، و نه احساس دائمی به كانادا و كانادایی بودن دیده میشود. همانطور كه همسران یا قربانیان یك فرد دو همسره برعلیه او دست به یكی میكنند و او را تنها و بی یاور میگذارند، ما مهاجرین میرویم تا بیوطن بمانیم.
اگر كانادا از حالت میزبان خارج شده باشد، باید امكان تنوع كنشهای متقابل و اجازه حجم بیشتر روابط دو طرفه را برای خود فراهم كنیم.
زمینهها و ریشههای فرهنگی، بدون ایجاد روابط متقابل، بارور نخواهد شد و مورد تایید دیگران، بخصوص كاناداییان قرار نخواهد گرفت.در حال حاضر شناخت كاناداییان از ما از سطح گزارشات منفی رسانههای گروهی متمایل و جهتدار فراتر نمیرود. برای اصلاح این شناخت، نیاز به گسترش روابط جمعی بین خود و كمك و همكاری با جامعه بزرگتر داریم، زیرا فرهنگ در جمع شكل میگیرد و فرهنگ فردی فرهنگ نیست بلكه نوعی اخلاق شخصی است. پس مشاركت اجتماعی شرط لازم برای این شناخت است.
كلنیك خون گذشته از انجام یك حركت انسانی، نموداری از یك فعالیت دستهجمعی و نشانی از فرهنگ ما ایرانیان بود. اگر در جنگ خون ندادیم، در كلنیك خون شركت صمیمانه و گسترده داشتیم. شركت گسترده شهروندان ایرانی، گامی موثر در معرفی خود به جامعه بزرگتر بود.
گامهای تكمیلی بعدی همچون همكاری با جامعه هموفیلیهای كانادا و تشكیل گروهی برای برگزاری یك راهپیمایی به قصد جمعآوری اعانات برای تحقیقات پزشكی كه با همكاری فرهیختگان جامعه ایرانی آغاز شده، میتواند ما را در مسیر درست به حركت وادارد.
ما به سوگند خود وفاداریم. ما كانادا را تنها به عنوان سوگلی (جوابگوی نیازهای فوری) نمینگریم. كانادا خانه جدید ماست كه با تزئینات ایرانی آراسته شده و كم و بیش جزئی از وجود و شخصیت اجتماعی ما شده است. از این خانه كه حالا محیط رشد فرزندان ما است به بهترین وجه مراقبت میكنیم.
توجه: كلیه مطالب موجود در «اعتبار» صرفا نظرات شخصی نویسندگان آن است و «اعتبار» هیچ گونه مسئولیتی در برابر آن ها نمی پذیرد.
Copyright © 2006-2008 "Etebar" magazine
Powered by Nasher™ © 2006-2008 - Mina Software Developers
Nasher™ is an advanced web-based e-magazine management and publishing software by Mina Software Developers.
All rights reserved.
این صفحه در تاریخ چهار شنبه ۳۰ امرداد ماه ۱۳۸۷ ساعت ۱۲:۵۲:۰۰ ب.ظ توسط «ناشر» ویرایش ۱.۷ ساخته شده است. این صفحه در 0.113 ثانیه ساخته شده است.