سال گذشته، در حین تهیه و تدارك انتشار اعتبار، اقبال رو كرد و شرایط آشنایی و الفت با بسیاری از فرهیختگان و پیشكسوتان، چه در سطح كل جامعه و چه در محیط جزء مطبوعاتی فراهم آمد. انسان مجموعهای از روابط خود با دیگران است و گستردگی روابط، استاندارد فكری را بهبود میبخشد. امسال درك بهتری از چند و چون جامعه ایرانیان، تشویش و نگرانی فردی و جمعی جامعه، میزان حضور در فعالیتهای جمعی اجتماعی، نقش اقتصادی نسل دوم و ... پیدا كردهایم. میگویند مفهوم زندگی هر سیسال یك بار عوض میشود. آنچه كه كمتر كسی به آن توجه دارد اینكه حدوداً سیسال از شروع مهاجرت میگذرد. مهاجرین نسل اول ایرانی، كم و بیش در حال انتقال از یك دوره زندگی به دوره دیگر هستند. بسیاری از میانسالان، امروز پدربزرگ و مادربزرگ شدهاند. فرزندانمان را به جامعه تحویل دادهایم و الحق كه دوره پرفراز و نشیبی را پشت سر گذاشتهایم. میرویم تا یك دوره طبیعی از زندگی در مهاجرت را بهشكلی متفاوت و برای اولین بار به نام خود ثبت كنیم . الگویی پیشساخته نداشتیم و آنچه بر ما گذشت برای اولین بار و به دست خودمان نوشته شد و به ثبت خواهد رسید . هم اكنون دوره سی ساله دیگری در پیش روی ماست كه احتمالا برای بسیاری از ما آخرین پرده از زندگی است. تغییرات وامواج متفاوتی درجامعه مشاهده میشود ... روابط پختهتر شدهاند و میزان همكاریهای جمعی رو به رشد است ...درسمان را آموختهایم . امروزه هر فعالیت گروهی برای اعلام و دفاع از حقانیت، خود را از فعالیتهای ایدئولوژیكی مبری اعلام میكند. این بزرگترین تغییر مشهود در سطح كل جامعه ایرانیان است. فعالیتهای اجتماعی جای فعالیتهای ایدئولوژیكی و سیاسی را گرفتهاند. بیش از هر وقت به این نتیجه رسیدهایم كه با هم قویتر خواهیم بود. خلاقیت فقط در جنبشهای دستهجمعی پتانسیل واقعی خود را پیدا میكند و گرنه در پروسه فردگرایی و خودمحوری به تقلید تبدیل میشود و تقلید نشانه ضعف و گرفتاری است و انسان گرفتار پایبند جهل میشود و جاهل در آزار رسانی آمادگی بیشتر دارد. در چند ماه پیش حملاتی جسته و گریخته توسط مؤسسات مالی و تجاری به مهاجران، از جمله ایرانیان صورت گرفته است و همچنان ادامه دارد. فقط خلاقیت جمعی و نیروی اجرایی قانون چنین حملاتی را متوقف میسازد. جذابیت قانون در تغییرپذیری آن است كه برای هر پدیده، تدبیری تازه میاندیشد و تابع اقتضای جمع میشود. ما باور داریم و سخت باور داریم كه انسان باید خودش باشد و به خودش دروغ نگوید. بالاترین راستی، راستی با خویشتن است. یكی از این راستیها، جامعه طبقاتی كاناداست. اقتصادی- اجتماعی- قومی- نژادی- شبه گتوهای مجازی! در كانادا حتی بین اقوام بومی فرانسوی و انگلیسی و ساكنین اولیه این سرزمین تعادل و صلح و هماهنگی موجود نیست چه رسد به طبقهای با نام مهاجر! قدرت اجرایی در جامعه كانادا در درجه اول متصل به قدرت مالی و سپس وابستگیهای قومی و اجتماعی است. بدیهی است كه نیروی جمعی و پشتیبانی از یكدیگر نیروی مالی را افزایش میدهد... وابستگیهای قومی و اجتماعی ایجاد میكند. اولویتهای ما مشخص است. عقاید متفاوتی در جامعه دیده میشود. هر عقیده و مسلك و باور باعث سلامت و امنیت اجتماعی است. ما به علت مشكلات روزمره، اهداف بلندمدت و هویت جمعی و اجتماعی را كنار گذاشتهایم و همین بیتوجهی ما را از هم جدا ساخته و هركس به فكر خویش است و دگراندیشی تهدید و مخالفت به نظر میرسد. نیاز به یك نقطه مشترك داریم كه با تكیه بر آن، سازندگیهای بعدی را از همانجا شروع كنیم. شاید این نقطه مشترك، یك سازمان تشكیلاتی و گروهی مانند "خانه ایران" باشد. اگر این تشكیلات تبدیل به زنجیر روابط ما شود چه اشكالی دارد؟ كدام ایرانی جامعه بهتر و قویتر را ترجیح نمیدهد؟ سؤال اینجاست كه خانه ایران ما را تا چه حد به ساختار یك هدف مشترك هدایت خواهد كرد؟ رهبری مؤثر و مفید چه نقشی دارد؟ از كدام مواضع اجتماعی ما حراست خواهد كرد؟ نیروی اجرایی (قدرت مالی) آن در چه حد خواهد بود؟ كدام طبقه از جامعه طبقاتی مهاجرت را ارضا خواهد كرد؟ در خدمت فرد خواهد بود یا جمع؟ پرسشهای سادهای نیستند و جواب سادهای هم ندارند! شاید بعضی ازجوابها را در مسیر فعالیت بیابیم و ابتكار عمل و صلاحیت افراد را بسنجیم. و شاید در این برهه از فراز ونشیب مهاجرت و آغاز دوره جدید سیساله كه شاید آخرین دوره فعالیت باشد، تشكیل و بازسازی یك مركز فرهنگی- اجتماعی تدبیری نو و بنیادی پابرجا باشد. "من" باید در"ما" بیدار شود و به طلب بایستد. اعتبار در سالی كه پیش رو دارد بیپرده سخن خواهد گفت تا مجال نفاق وچنددستگی پیش نیاید. آگاهی وآزادی را به همت دولت بیدار ارج مینهیم تا حجابها برداشته شوند و روزنی برای تابش شادی و شادمانی بر روابطمان ایجاد شود. اعتبار ما به قلم نویسندههای ما وابسته است. قلم نویسنده در جامعه جهت مییابد. نویسنده باید در بطن جامعه فعال باشد و حضور داشته باشد. اعتبار رسانهای متعلق به جمع است و اولویتش تشویق به فعالیتهای گروهی است. رسانه باید آزاد باشد و به مصلحت جمع بیندیشد و رسانه گرفتار، تسلیم مصلحت خویش خواهد شد وبه مردابی تبدیل میشود كه جامعه را به سستگرایی و كوتهاندیشی دچار خواهد ساخت . برقرار باشید.
توجه: كلیه مطالب موجود در «اعتبار» صرفا نظرات شخصی نویسندگان آن است و «اعتبار» هیچ گونه مسئولیتی در برابر آن ها نمی پذیرد.
Copyright © 2006-2008 "Etebar" magazine
Powered by Nasher™ © 2006-2008 - Mina Software Developers
Nasher™ is an advanced web-based e-magazine management and publishing software by Mina Software Developers.
All rights reserved.
این صفحه در تاریخ چهار شنبه ۳۰ امرداد ماه ۱۳۸۷ ساعت ۰۱:۰۲:۵۴ ب.ظ توسط «ناشر» ویرایش ۱.۷ ساخته شده است. این صفحه در 0.195 ثانیه ساخته شده است.